جام شهادت


  • جام شهادت

راوی : برادر نقی امیراسماعیلی

دانشجوی شهید «قاسم میرزابابائیان» انسانی خوش سیما، خوش ذوق، دارای طبع شعر و یک بازیکن بسیار خوب و تکنیکی در فوتبال بود. یک سال تیم کوثر به عنوان تیم اول، قهرمان یک دوره از مسابقات شد، لذا قرار بود برای مسابقات زیر گروه استان به یکی از شهرهای استان اعزام شود. همه بچه‌ها در این مدت در حال تمرین بودند تا خودشان را بار مسابقات آینده آماده کنند. در این میان روزی قاسم به من گفت: «من برای مسابقه نمی‌آیم.» گفتم: «چرا؟» گفت: «من یک مسابقه دیگر دارم.» خیلی تعجب کردم. فکر کردم به یک تیم دیگر رفته. چون تیمهای بسیاری از او دعوت کرده بودند اما او نرفته بود.
باز از او پرسیدم: «قاسم! کجا مسابقه داری؟» او گفت: «جبهه! آنجا یک مسابقه بزرگ است و می‌خواهم بروم کاپ آن مسابقه بزرگ را بگیرم. هرکس در آن مسابقه برنده شود، برنده واقعی است و آن جام،جام واقعی است.»
من که خیلی تحت تأثیر حرفهای او قرار گرفته بودم گفتم: «حالا نام جام این مسابقه چیست؟» گفت: «جام شهادت.» شهید قاسم رفت و بعد از مدتی در فاو مسابقه بزرگی شد و جام شهادت را دریافت کرد.


نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

برچسب ها: جام شهادت, شهید والامقام قاسم میرزاباباییان, خاطره, نقی امیراسماعیلی