وصیت نامه شهید غلامرضا بابانسب

  • مدل پست: وصیت نامه شهید غلامرضا بابانسب
  • کاربرد: وصیت نامه شهید
  • تعداد بازدید : 270
  • مشاهده توضیحات

  • وصیت نامه شهید غلامرضا بابانسب

بیاد شهدا و جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی، سلام بر امام امت، خانواده های شهدا و معلولین و مجروحین جانبازان و رزمندگان دلاور در جبهه حق علیه استکبار جهانی. در فرهنگ غنی اسلام مسئله ای وجود دارد بنام شهادت، که مرتبه کمال حرکت انسانی در پرتو ایمان اسلامی می باشد. شهادت اجر تلاش جهادگران در ستیز با مستکبران و شیطان می باشد. اسوه ما در جهاد و شهادت سید و سالار شهیدان حسین (ع) است. در تداوم راه انبیاء حسین(ع) برخاست و بر علیه ستمگران جابر و ستیزگران در خط کفر شورید و خروشید و جوشش برای ما پیروان خط اسلام وتشییع راستین، کربلائی بجای گذاشت و شهدای کربلا وعاشورا دو سمبل تجلی حرکت ظلم برکن و شهادت طلبانه حسین(ع) می باشد.کربلا در زمین خشک و خالی نیست.کربلا تحرک باطنی دارد و محرک زمان است.عاشورا نه یک روز و ظهری معمولی بلکه یک روز حرکت آفرین و سکون زاست. کربلا سرزمین خونین در تاریخ شبیه به عاشورا روزی که خورشیدی...؛ سرخ خوشبویی رویا نه، نشانه یک حماسه است. حماسه ای که امروز بعنوان یک رهبر، پیرو دارد و خون حسین کربلایی و عاشورایی در رگهای پرخروش روح ا... جریان می افتد و ساکنان شهر ظلم و تباهی و فلاکت... این جریان طوفانی به بیابانهای گمراهی و نیستی پناه می برند. اگر هر سرزمینی برای ما کربلا و هر روزی برای ما عاشوراست، تداوم خونین حسین زمان زنده کردن حماسه جاویدان، امام حسین(ع) می باشد. آری، انجا که حسین دیگر نشستن و مهر سکوت برای و مهر سکون بر جوارح زدن را جایز نمی شمارد و ذلت خواری را ننگ برخویش که رهرو راه پدرش علی(ع) است. می داند. فریاد می زند هیهات من الذله. اگرچه 72 تن عزیزانم در کربلا( چه کربلای تاریخ و چه کربلای زمان) شهادت رسند، اگر چه ظهر عاشورا خویش را در میان قربانی شده و تنهای پاره پاره ببینم، هرگز صبر ذلت آور را پیشه خود نخواهم کرد. و چه شباهت دارد. سید و سالاران شهیدان کربلای تاریخ باشید و سالار شهیدان کربلای زمان و چه شباهات دارد اعداد شهدای کربلای تاریخ با کربلای زمان و چه شبهات دارد بدنهای خونین حسین (ع) و یارانش در ظهر عاشورای تاریخ با بندهای خونین شهدای ما در ظهور عاشورای زمان. سر بریده های کربلا و عاشورای تاریخ به سر بریده های کربلا و عاشورای زمان شباهت دارد.* بدنهای پاره پاره شهدای کربلا و عاشورای تاریخ به بدنهای پاره پاره شهدای کربلاء و عاشورهای زمان شباهت دارد. شهادت و شهید شدن جیب این مظاهر کربلای شورای تاریخ به شهادت و شهید شدن جیب این مظاهرهای کربلا و عاشوراهای زمان شباهت دارد.شهید شدن و فداکاری قاسم کربلا و عاشورای تاریخ به شهید شدن و فداکاری قاسم های کربلا ها و عاشوراهای زمان شباهت دارد. آری بدین منطقی است که فریاد پیروان روح ا... در تداوم فریاد حسین(ع) هر سرزمین را کربلا و هر روز را عاشورا برای خویش می دانند. اگر همه سرزمین ها کربلا شد و همه روزها عاشورا، آنوقت است که یزیدیان تاریخ و زمان طاقت ماندن در آن سرزمین و روز را ندارند و نیستی سیاه و ذلت بار را برخواهند... کربلا و خاکهای خونینش، عاشورا و دقیقه های حماسه آفرینیش، الگو بر تمامی حسینیان در تمامی دوران هاست و حاصلش این خواهد بود که:  همواره حسینیان با یزیدیان تاریخ در نبردند ( شهید مظلوم بهشتی)
و ثمره این نبرد این خواهد شد که : هر سرزمینی کربلا و هر روزی عاشوراست. که زمان و زمین باید از طریق این کانال مقدس از شب ظلمانی ملحدان مستکبر به روز روشن موحدان مخلص برسند. والسلام
قسمتی از مناجات شهید
خدایا دردهایم زیاد است و حق نیز چنین است.اگر کسی درد را درک کند و کسی به اطرافش بنگرد، پیکرهای بی سر  و تکه استخوانهای شهیدان را ببیند و کسی به درون خودش فرو برود که چه می کند که هنوز وصل به ذات حق نصیبش نشد، دارای درد می شود.آنهم درد ناگفتنی. من رازهای درونم را به فریاد بی صدا تعبیر می کنم. راز دل فریادی است که هر کس خود می فهمد که چیست؟ اما برای اینکه مرهمی برای تسکین زخمهای عمیق جانش پیدا کند مجبور است برای خود همرازی پیدا کند همراز یعنی مسکن درد او.* خدایا علی (ع) بعد از فاطمه (س) تنها می شود. خدایا چقدر سخت است. خدایا به عشق تو به جبهه آمدم. مهدی جان به عشق توست که روی پل های شناور زندگی می کنم. خدایا برای توست که روی خاک های گرم خوزستان زندگی میکنم. خدایا تا به کی انتظار شهادت را بکشم. خدایا خودت گفتی : (  ادعونی استجب لکم) «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را» من تو را خواندم پس چرا اجابت نمیکنی.
من در انتظار شهادت هستم.
«روحش شاد و راهش بر رهرو باد»
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ. وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ.»« جز اين نيست که دوست شما خداست و رسول او و مؤمنانی که نماز می خوانند و همچنان که در رکوعند انفاق می کنند. و هر که با خدا و پيامبر او و مؤمنان دوستی کند ، بداند که پيروزمندان گروه خداوندند»
سلام بر ولی عصر عج و نائب بحق وی امام و شهدا و مجروحین و معلولین و خانواده پای و جانبازان و اسراء و همه آنها که در خط اسلام...جهاد و تلاش میکنند، و سلام بر مادرم همانکه مربی و معلم من در طول زندگانی ام بوده و من کمتر توانستم حق وی را ادا کنم و از ذات پرورودگار کمالی طلب مغفرت را دارم و از خداوند عاجزانه میخواهم که در این ماه مبارک عبادات وی بالاخص روزه اش را مورد قبول خود بفرمایید. مادر عزیزم: بعد از چند مدتیکه از هم جدا بودیم و فراق بر ما حاکم بود و و پس از آن برگشتن به خانه و عزیمت به قم و باز فراق و پس از آن برگشتن به خانه و عزیمت به جبهه و باز هم فراق و جدائی بر ما وارد شد. و اگر چه این جدائیها بر ما سخت میگذرد ولی چون در راه دولت و یار اصلی یعنی خداوند تبارک و تعالی 3 ماه تحمل را آسان کنید. آری مادر بهتر از جانم: مروری دوباره به ندای حضرت حق کن، و بخوان آیا انما ولیکن الله و رسول ا...را که وصیت نامه برایت نوشتم شاید این تسکین قلب تو گردد چرا که اگر ولی و دوست و یار و همدم و تسکین دهنده قلب خداوند و معصومین علیه السلام از پیامبرم تا حضرت مهدی عج باشد، دیگر غمها و همه رنجها برای انسان کوچک وآسان میشود، فدا کردن یک فرزند اهل امت بلکه همه زندگی و همه هستی اش را میخواهد فدا بکند اگر چه من کوچک تر از آن هستم که بتوانم به تو چیزی یاد بدهم و اگر چیزهای ظاهری در ما میبینی و همه حاصل تربیت شماست و محصول تعلیمات زیر بنمائی شما در کودکی من است اما برای روشن کردن مطلب این مثال را می زنم که : یک مرغ ترسو که یک بچه کوچک میتوانست او را اذیت کند و فرام و دهد وقتی بر روی تخم نشست و جوجه درآورد و وقتیکه خداوند محبت و دوستی بچه هایش را درون وی نهاد، همین مرغ بجائی میرسد که در مقابل یک انسان بزرگسال همه نیرویش را برای حفظ وی در زیر پرهایش، بکار میاندازد، تا بدانی که در مقابل ضربات دشمن میمیرد اما ناقابل از مردن بچه هایش را برای دشمن نمیدهد یعنی هستی خود را فدا میکند. تا از جوجه هایش که مهمتر از جان خود دوست دارد دفاع کند و حافظت بنماید. اگر کسی به این حد رسید یعنی مصادق آیه: اطیعوا الله و رسوله شد، فرزندان و زندگی خود و حتی خودش را هم فدای دوستش میکند. و هرگز ناراحت هم نمیشود که چرا زندگی ام از دست رفت چرا بچه هایم از دستم رفتند باز قرآن است که می فرماید: الا ان اولیاء ا... لا خوف علیهم و لاهم یحزنون: هانا آگاه باشید که دوستان خدا از هیچ چیز ترسی ندارند و هرگز محزون و ناراحت نمیشوند، آری ناراحتی دوستان خدا فقط بخاطر خداست اگربرای فرزندش اشک میریزد و نه بخاطر فرزندش بلکه بخاطر هدف فرزندش که مظلوم می باشد اشک میریزد. اگر چه مسئله عاطفه را من قبول دارم امام اینطور نیست که همه هم و غمش فقط فرزندش باشد زیرا همین مادر است، همین عاطفه وقتی میبیند فرزندش از خط اسلام خارج شده و از مدار دوستی خداوند و رسول و ائمهمعصومین صلوات ا... و سلام علیهم اجمعین خارج شد.خودش را تحویل سپاه میدهد و برا اعدام وی نظاره گر است، و باز هم این درسی است که شما به من آموختید مگر برادرای تو نبودند که بمحض خروج از خط السلام آنها را طرد کردی خدایا عذر میخواهم از تو که دارم چیزهائی را متذکر میشوم که خود، قران و... واجد آن است. خلاصه مادرم: نمیتوانم اظهار بکنم که تا چه اندازه در قلب کوچک من جای داری ولی همینقدر میتوانم بگویم که خیلی دوستت دارم، تو مادر خوبی برایم بودی و من همه زندگی مادی و معنوی ام را اول مدیون خدا و  رسول و ائمه و سپس مدیون تو هستم و همچنین مدیون بابا که خدا رحمتش کند. علاقه دارم بیشتر بنویسم چون از صحبت کردن با تو حتی...نامه لذت میبرم اما چه کنم که کاغذ گنجایش بیشتر و وقت ظرفیت بیشتر ندارد. سلام مرا به خواهرجون که خیلی به وی علاقه دارم و به مرتضی که باز وی را نیز خیلی دوست دارم برسان و از طرف من آن دو را ببوس و همچنین سلام مرا به ننه... برسان، برای انها آرزوی بهترین عقبی را می کنم......خواهران مهربان و بینهایت خوبم سلام برسان و خواهران را از طرف من ببوس؛ زهره، علی و احمد و کاظم را از طرف من ببوس ، وقتی سر قبر بابا رفتید بعوض من هم فاتحه ای بخوانید اگر چه هرگز یادش نمیکنم، نا مه ای است که برای...نوشتم به وی بدهید بگذارید خودش بخواند و برایم دعا کنید و مرا عفو کنید. غلامرضا بابانسب



نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

برچسب ها: شهید, غلامرضا, بابانسب, وصیت نامه

پستهای مرتبط

شهید : غلامرضا بابانسب

شهید غلامرضا بابانسب
نام پدر : علی
محل تولد : فریدونکنار
محل شهادت : فاو
تاریخ تولد : 1342 اسفند 01
تاریخ شهادت : 1364 اسفند 20